روزی شخصی فرزانه که ۳۰ سال عمر خود را صرف عبادت پروردگارکرده بود بالای کوهی می ایستد و این چنین با خدای خویش حرف می زند:
ای پروردگار بلند مرتبه من تمام عمرم را اطاعت تو کردم حال از تو یک خواهش دارم تا ایمان خویش بسنجم تو که قدرت بی پایانی کوه زیر پای مرا طلا کن.
در همان لحظه کوه طلا می شود و مرد فرزانه که در حیرت مانده بود می گوید:
پروردگارا! کور کن چشمی را که از تو کم بخواهد و مرد درجا کور می شود!
از جانب خدا ندا می رسد ای بنده من کمترین خواسته ای که از تو انتظار داشتم
از من خواستی. آیا در این ۳۰ سال مرا تنها در اندازه یک کوه طلا می دانستی؟!
نکته ها و داستان های خواندنی
این مثل در رابطه با کسانی به کار می رود که بی سواد صرف هستند، معرفت ندارند و خلاصه قوه دراکه و تشخیص آنها تا آن اندازه ای ضعیف است که حتی دو کلمه ساده « هِر» و « بِر» را که شبانان می شناسند و محل به کار بردن آن دو را نیز می دانند از هم تمیز نمی دهند.
صدای « هِر» برای طلبیدن و خواندن گوسفندان است و صدای « بِر » با لهجه و آهنگ مخصوصی که فقط شبانان می توانند ادا کنند برای دور کردن و به جلو راندن گوسفندان به کار می رود. چوپانان ورزیده و کارکشته به تمام صداهای چوپانی واقف هستند ولی دو صدای « هر و بر » را هر چوپان تازه کار و مبتدی هم می داند و باید بداند زیرا « هر و بر » در واقع الفبای اصطلاحات چوپانی است و فراگرفتن آن حتی برای بچه چوپان ها نیز اشکال و دشواری ندارد.
پس در این صورت اگر کسی هیچ نداند به مثابه نادانی است که از فرط بی شعوری و بی استعدادی هِر را از بِر تمیز ندهد.
به همین جهت عبارت بالا ابتدا در منطقه غرب و رفته رفته در سراسر ایران مصطلح گردیده در ادبیات ایران نیز رسوخ پیدا کرده است چنان که باباطاهر گوید :
خوشا آنانکه هر از بر ندانند نه حرفی در نویسند و نه خوانند .
نکته ها و داستان های خواندنی
سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.
نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم, آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتراست همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبرداناترند.
رسول گرامي مي فرمايد آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه: «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.
نکته ها و داستان های خواندنی
روستاي ماخونيك به دليل قد و قامت كوتاه ساكنان آن، به لي لي پوت ايران و سرزمين آدم كوتولهها مشهور است.
در 142 كيلومتري شهرستان بيرجند واقع در استان خراسان جنوبي كه تا مرز افغانستان فقط حدود نيم ساعت فاصله دارد، روستايي شبيه سرزمين لي لي پوت داستان افسانهاي گاليور، وجود دارد.
خانههاي روستاييان ماخونيك شكل هندسي خاصي ندارند و آداب و رسوم ساكنان آن از نحوه قضاوت تا شيوه كشاورزي و از چگونگي تقسيم ارث تا بازيها همگي از گذشتههاي دور جريان داشته و بيشتر آنها دست نخورده باقي مانده است.
اهالي ماخونيك اصليت افغاني دارند و در حدود سه چهار قرن پيش به اين ناحيه آمدهاند. ازدواج فاميلي ميان كوتاه قدها و نوع تغذيه سبب شده بود كه افراد اين روستا كوتاه قد باشند؛ ولي چند سالي ميشود، با تغيير وضعيت تغذيه اهالي و مصرف قرص و قطره آهن، نسل جديد بهتر شدهاند.
مردم ماخونيك تا 50 سال پيش، چاي نمينوشيدند، شكار نميكردند و اصلاً گوشت نميخوردند و هنوز سيگار نميكشند، چون اين كارها را گناه ميدانستند. ورود تلويزيون به اين روستا به معناي ورود شيطان بود و اهالي تا چند سال پيش به تلويزيون ميگفتند؛ شيطان. آنها هرگز اجازه نميدادند كودكان پاي تلويزيون بنشينند و جادو شوند.
ایران شناسی
مصوبه امروز شوراي عالي آموزش و پرورش؛
مقطع راهنمايي از آموزش و پرورش حذف شد
مقطع راهنمايي از نظام آموزش و پرورش حذف و نظام آموزش و پرورش به دو مقطع شش ساله ابتدايي و شش ساله متوسطه تقسيم بندي خواهد شد.
بر اساس مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش، مقطع راهنمايي از نظام آموزش و پرورش حذف شد.
به گزارش ايلنا به نقل از پايگاه اطلاع رساني دولت، حميدرضا حاجي بابايي، وزير آموزش و پرورش گفت: براساس مصوبه امروز شوراي عالي آموزش و پرورش كه با حضور رئيسجمهور برگزار شد، مقطع راهنمايي از نظام آموزش و پرورش حذف و نظام آموزش و پرورش به دو مقطع شش ساله ابتدايي و شش ساله متوسطه تقسيم بندي خواهد شد.
وي افزود: بر اساس مصوبه امروز همچنين دوره پيش دبستاني به آموزش و پرورش رسمي كشور باز ميگردد و مقطع ابتدايي به شش سال افزايش مييابد.
حاجي بابايي اضافه كرد: همچنين بر اساس مصوبه امروز دوره پيش دانشگاهي نيز در قالب شش ساله مقطع متوسطه قرار ميگيرد.
وزير آموزش و پرورش گفت: اجراي اين طرح در يك دوره سه ساله شكل خواهد گرفت و زمان آغاز اجراي اين طرح نيز در جلسات آينده شوراي عالي آموزش و پرورش مصوب خواهد شد.
حاجي بابايي همچنين تصريح كرد: برنامهريزي براي اجرايي شدن اين طرح نيز در جلسات شوراي عالي آموزش و پرورش بررسي و تصويب خواهد شد.
در جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش كه با حضور وزير آموزش و پرورش و صاحبنظران امر تعليم و تربيت برگزار شد، مهمترين موضوعات مربوط به بهبود كيفيت آموزش و پرورش مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
خبرهای آموزش و پرورش
تعدادی قورباغه با هم قرار می گذارند از کوهی بالا بروند همه آنها امیدوارانه شروع می کنند به رفتن... حیوانات جنگل از دیدن این صحنه سخت متعجب می شوند و شروع می کنند به تمسخر قورباغه ها!
عده زیادی از قورباغه ها علاوه بر اینکه خودشان دیگر بالا نمی رفتند از بقیه نیز خواستند از این کار دست بکشند.
همین طور از تعداد آنها کم می شد و در نهایت...فقط یک قورباغه که از همه کوچکتر بود به قله کوه رسید!
بعدا معلوم شد آن قورباغه کر بوده است!
بیاموزیم در زندگی قورباغه کر باشیم.
نکته ها و داستان های خواندنی
يكي از نمايندگان فروش شركت كوكاكولا، مايوس و نا اميد از خاورميانه بازگشت.
دوستي از وي پرسيد: «چرا در كشورهاي عربي و فارسي موفق نشدي؟»
وي جواب داد: «هنگامي كه من به آنجا رسيدم مطمئن بودم كه مي توانم موفق شوم و فروش خوبي داشته باشم. اما مشكلي كه داشتم اين بود كه من عربي و فارسي نمي دانستم. لذا تصميم گرفتم كه پيام خود را از طريق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراين سه پوستر زير را طراحي كردم:
پوستر اول مردي را نشان مي داد كه خسته و كوفته در بيابان بيهوش افتاده بود.
پوستر دوم مردي كه در حال نوشيدن كوكا كولا بود را نشان مي داد.
پوستر سوم مردي بسيار سرحال و شاداب را نشان مي داد.
پوستر ها را در همه جا چسباندم.»
دوستش از وي پرسيد: «آيا اين روش به كار آمد؟»
وي جواب داد: «متاسفانه من نمي دانستم عربها و فارسها از راست به چپ مي خوانند و لذا آنها ابتدا تصوير سوم، سپس دوم و بعد اول را ديدند.»
قبل از هر کار جدیدی باید مطالعات اولیه به صورت کامل با در نظر گرفتن همه جوانب انجام بشود.
نکته ها و داستان های خواندنی
* قیمت هر سکه طلا امروز در بازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید. * ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است.
* با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایت هایی که هنوز فیل .. تر نشده اند به سه عدد رسید.
* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت. علی دایی: هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خداحافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاکم اثت ...... به قولی......
* دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش داده و آنرا از 63% به 5/62 % برساند.
* یکصد و شصت و سومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصد و سی و دومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود.
* به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.
* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت : دولت با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد. همچنین وی گفت : در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد.
* نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می کردند دستگیر کرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.
* شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد.
* به علت برخی مشکلات و نواقص، چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد.
* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یک اتومبیل بخرند.
* روئسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.
* امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5 ماه افزایش می یابد.
* 70 درصد مردم زیر خط فقر زندگی می کنند این در حالی است که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد.
* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملکه زیبایی برگزار می کند.
* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره برداری می رسد.
* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.
* شرکت ایرباس، طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزادسازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده اند.
طنز و لطیفه
1- فردوسی حکیم بزرگ ایرانی که همه قبولش دارن میگه:
که پیش زنان هرگز راز مگوی چو گویی سخن بازیابی به کوی.
معنی: هرگز رازت رو به یه زن نگو که اگه بگی پس فردا رازت رو از زبون در و همسایه می شنوی خندیدن حقیقت محض !
2- این حکیم در جای دیگه میگه:
زنان را نباشد به جز یک هنر نشینند و زایند شیران نر
اینم که احتیاج به معنی نداره.
3- ارنست همینگوی میگه:
زن ها جنگ ها را شروع می کنند و مردها آن ها را ادامه می دهند.
4- منکن جان هم میگه:
مردها و زن ها دست کم در یک مورد اتفاق نظر دارند. هیچ کدام به زن ها اعتماد ندارند! البته زیاد ناراحت نشو( خانمها رو میگم).چیزهای خوبی هم راجع به زنها گفتن .
5- ناپلئون که میگه: اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد .
طنز و لطیفه
با عرض پوزش از دختران با فرهنگ و اصیل ایرانی ، توصیه های زیر برای عدم ترشیدگی برخی دوشیزگان است که امیدواریم رعایت کنند ..!!
1- یقه اولین خواستگار رو بچسبید که شاید تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و لیس رو بذارید کنار.
3- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم که از آفتاب و از سایه می رنجم.
4- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر که برین همچین بگی نگی از دهن میافتین.
5- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بکشید.
6- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون کنید، یه وقت کتابشو دور گردنتون آویزون نکنید که گردن لطیفتون کج میشه.
7- پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون.
8- رو شکل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشکل...!
9- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بیبی عذرا نشست و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد میسازن واستون.
10- یه کم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و کرم شب و روز و ماسک خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.
11- در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.
12- مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که بعله ما هم هستیم.
13- سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...
14- تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید.
15- بالاخره اگه خدای نکرده میخواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملکت دوماد شن، که نمی شن) هر چی دارید، رو کنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم کمالات و هنرمندیاتونه.
16- و اینو بگم که از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی که با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارک خلوت دارید معاشقه می کنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش کار ندارم.
17- ...و آخرین توصیه اینکه عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل کبک سرتونو زیر برف کنید یه خورده به فکر زندگی آیندهتون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون کثیف میشید، می پکید .
طنز و لطیفه
روزی اعلیحضرت ناصرالدین شاه قاجار در تابستان در عمارت ملوکانه سلطنت آباد دراز کشیده بودند؛ در حالی که درباریان در پایین نشسته، با پادشاه به طور محرمانه صحبت می کردند.
شاه در اثنای سخن گفت:
چرا انوشیروان را عادل می گفتند؟ مگر من عادل نیستم؟
احدی جسارت نکرد که پاسخ دهد. شاه دوباره پرسید:
آیا بین شما هیچ کس نیست که جواب بدهد؟
باز کسی جواب نداد. ادامه سکوت همه را در معرض خطر قرار می داد. سرانجام حکیم الممالک مرگ را پیش نظر آورد و با تردید گفت:
قربانت شوم. انوشیروان را عادل می گفتند برای این که عادل بود.
شاه ابروی خود را در هم کشید و گفت: آیا ناصرالدین شاه عادل نیست؟
باز سکوت وهم آور جلسه را فراگرفت. پس از مدتی ناگزیر حکیم الممالک مرگ خود را درنظر آورد و حرف اول خود را تکرار کرد. شاه بیشتر ابرو درهم کشید و سؤال نخستین خود را باز بر زبان آورد. مجدداً سکوت مرگبار بر دربار حاکم شد. ناگزیر حکیم الممالک شانه های خود را حرکت داد و دست خود را باز کرد. آنگاه شاه با کمال تحقیر گفت:
ای فلان فلان شده ها! من یقین دارم که اگر انوشیروان هم مثل شما الواط رشوه خوار و نادرست در دور و برخود داشت، هیچ وقت ممکن نبود او را عادل بگویند!
همه جواب دادند: قربانت گردیم. قبله عالم حقیقت را فرمودند!!!
نکته ها و داستان های خواندنی
1-اسم هر جک و جونوري رو روي شما نمي گذارند از قبيل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد ديگر که اينجا جاش نيست .
2-در عروسي مي تونيد لباسي رو که بارها به تن کرديد رو دوباره بپوشيد .
3-مي تونيد هر صد سال يه بار هم موهاتون رو شونه نکنيد و بعد بگيد مد روزه .
4-از ترس اينکه کسي سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قايم نمي کنيد .
5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است .
6- مدل لباس دختر شمسي خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمي کنه .
7-در موقع استرس هيچ وقت ناخنهاي خود را نمي جويد .
8-هفته اي دو بار شکست عشقي نمي خوريد!
9-لازم نيست از 18 سالگي موهاي سرتون رو رنگ کنيد چون موهاي جوگندمي خيلي هم به شما مياد .
10- فقط شما مي تونيد بريد استاديوم .
11- خودتون پنچري ماشينتونو مي گيريد .
12- لازم نيست با قرار دادن انواع جکهاي هيدروليک و غير هيدروليک در پاشنه کفش قدتون رو افزايش بديد .
13- مي تونيد تمام روز با دوستانتون بريد کوه و وقتي برمي گرديد خونه براي خانمتون تعريف کنيد که چه روز پرکاري داشتيد .
14- موقع خواستگاري به هيچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سيني چاي نيستيد .
15- از ديدن کله پاچه دچار تشنج نمي شيد .
16- هيچ کس از اينکه دست پخت افتضاحي داريد به شما ايراد نمي گيره .
17- فقط شماييد که لذت تماشا کردن فوتبال يوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسي پور درک مي کنيد .
18- فقط شماييد که مي تونيد لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنيد .
19- مي تونيد با خط ريشتون بيش از 12000 اثر هنري خلق کنيد .
20- به طلا و جواهرات ديگران در حالي که داريد از حسادت منفجر مي شيد نگاه نمي کنيد .
طنز و لطیفه
روزی دختر و پسر جوانی در پارک کنار هم نشسته بودند و در مورد آینده صحبت می کردند کمی دورتر از آنها نیز پیرمرد و پیرزنی روی نیمکتی نشسته بودند و پیرمرد به حالتی عاشقانه سرش را روی شانه های پیرزن گذاشته بود . دختر رو به پسر کرد و گفت : آخی ! ببین این پیرمرد و پیرزن چه عاشقانه کنار هم نشسته اند ! آن پیرمرد را ببین که چگونه عاشقانه سرش را روی شانه های آن پیرزن گذاشته . فکر می کنم پیرزن در حال تعریف یک قصه عاشقانه برای پیرمرد است و پیرمرد نیز چه زیبا گوش می دهد ! سپس رو به پسر کرد و گفت : فکر می کنی زندگی ما نیز مانند این دو آنقدر پایدار بماند و اگر ماند مانند آنها این چنین با عشق همراه باشد که 40-30سال بعد هم اگه من و تو آمدیم به پارک تو سرت را روی شانه های من بگذاری و من برایت از عشقی که داریم بگویم ؟
پسر با تحکم گفت : ها که هست ! حتما حتما !من مطمئنم که ما از آن دو نفر هم بیشتر عاشق هم بمانیم ! در آنطرف پارک پیرمرد همچنان مشغول چرت زدن بود و سرش نیز روی شانه های پیرزن افتاده بود!
پیرزن با عصبانیت گفت : این کلت رو از روی شونم بردار لندهور ! کم فس فس می کنی کله گندت رو هم انداختی روی شونه های من ! پاشو از اون پسر یاد بگیر که چطور دست در گردن اون دختر انداخته و بهش محبت می کنه ولی من بدبخت یک عمر تحملت کردم و تو تمام زندگیم با تو جز همین خرناس کردن و آروق زدنات چیزی ازت ندیدم ! دِ پاشو به جای خر خر کردن !
پیرمرد کمی خودش را خواراند و چشمانش را نیمه باز کرد و گفت : ها چی میگی؟ یادت رفته اون موقعا چطوری هزار تا خطر می کردم و خر بابام رو کش می رفتم میومدم سوارت می کردم می بردمت تو مزرعه و باغ!
پیرزن گفت : تو اون موقع هم به فکر خودت بودی و منو می بردی برای کیف خودت ! حالا اگه مردی مثل اونا رفتار کن و دستت رو بنداز گردن من !
پیرمرد سرش رو روی شونه زن جابجا کرد و گفت : برو بابا بزار بخوابیم ! تو هم چه گیری دادی که من دستم رو بندازم گردنت ! دیگه الان نه دست من دسته نه گردن تو گردن !
طنز و لطیفه
بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن ميگن عجب جيگريه!
اگه زشت باشن ميگن کي اينو مي گيره!
اگه تپل باشن ميگن چه گوشتيه!
اگه لاغر باشن ميگن چه مردنيه!
اگه مودبانه حرف بزنن ميگن چه لفظ قلم حرف مي زنه!
اگه رک و راست باشن ميگن چه بي حياست!
اگه يه خورده فکر کنن ميگن چقدر ناز مي کنه!
اگه سري جواب بدن ميگن منتظر بود!
اگه تند راه برن ميگن داره مي ره سر قرار!
اگه آروم راه برن ميگن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن کارتي حرف بزنن ميگن با دوست پسرشه!
اگه خواستگارو رد کنه ميگن يکي رو زير سر داره!
اگه حرف شوهرو پيش بکشه ميگن سر و گوشش مي جنبه !
اگه به خودش برسه ميگن دلش شوهر ميخواد ، ميخواد جلب توجه کنه !
اگه............چکار کنه بميره خوبه؟
طنز و لطیفه





